رضا قليخان هدايت

46

مجمع الفصحاء ( فارسي )

و له زان باده‌اى كه چون به قدح آمد او زخم * ياقوت ازو حجر شد و بيجاده زو شرر بيرون جام بينى از نام آن نشان * چون در ميان ابر تنك قرصهء قمر * * * به هوا درنگر كه لشكر برف * چون كنند اندر آن همى پرواز راست همچون كبوتران سفيد * راه‌گم‌كردگان گم‌كردگان ز هيبت باز 18 افسر قاجار حفظه اللّه تعالى نواب شاهزاده محمد رضا ميرزا فرزند خاقان صاحبقران فتحعلى شاه قاجارست كه در سيم ذى قعدة الحرام در سنهء 1211 در تهران متولد شده و در آن ايام حضرت خاقان به امر خاقان اكبر آقا محمد شاه روانهء فارس بود در منزل قمشه در مزار شاه رضا اين مژده به حضرت خاقان رسيد آن مولود مسعود را شاه رضا نام داد و به محمد رضا ميرزا معروف شد و پس از سالى چند به كسب علوم اشتغال جست به كمالات صورى و معنوى ممتاز گشت در خصايص هنر كه ملك‌زادگان را لازم است سرآمد اقران شد و پيوسته مورد الطاف حضرت خاقان صاحبقران نور اللّه مضجعه مىبود و سعادت حضور داشت تا در سال يك هزار و دويست و سى و چهار به حكمرانى ايالات گيلانات مفتخر آمد و بدان ولايات رفت و سالى چند در آن ديار جنت مانند همىبود و به واسطهء ارادت و اخلاص با مشايخ و كمّلين عهد و رعايت جانب آن طايفه ، خاصه جناب فخر المحققين كهف الحاج مولانا محمد جعفر بن حاج صفر خان قراگوزلوى همدانى رحمه اللّه عليه كه از معارف فضلا و عرفا بود جماعتى از ارباب سلوك به گيلان اجتماع يافته از انعام عامش مرفه الحال بودند و اين معنى خلاف خاطرخواه علما و امناى دولت گرديده گاهى در حضرت خاقانى از در سعايت شكايت مىكردند على الجمله بعد از رحلت خاقان صاحبقران در شهر اصفهان اين شاهزادهء دانا نظر به خلوص عقيدت به حضرت وليعهد دولت محمد شاه بن نايب‌السلطنهء مبرور -